روزنامه نگار نوشيروان: <C>کمونیست نمازگزار!</C>
خاطرات گذشته

کمونیست نمازگزار!

تره كي
تره كي
حالا که از پارک هتل سخن به میان آمد، یک دیدار جالب ژورنالیستی دیگر به ذهن من رسید و آن، ملاقات با «نورمحمد تره کی» بود که بعدا حزب دمکراتیک خلق با ماهیت کمونیستی را تاسیس و رئیس جمهوری افغانستان شد. ماجرا از این قرار است:
    نور محمد تره كي سردبير وقت خبرگزاري باختر (افغانستان) در آذرماه 1340 (دوران نخست وزيري دكتر علي اميني) به تهران آمده بود و ظاهرا به دعوت یک سازمان دولتی، زیراکه خبرگزاری پارس ـ خبرگزاری ملی ایران ـ راهنما و اتومبیل باراننده در اختیارش گذارده بود و این راهنمایان (اصطلاحا مهمانداران) به نوبت، از دبیران اخبار این خبرگزاری بودند. نوبت من نیز تعیین شده بود و یک بعد از ظهر تمام بود. همان روز، تره کی هتل خودرا تغییر داده بود و به پارک هتل (خیابان حافظ) رو به روی بیمارستان نجمیه نقل مکان کرده بود.
    قبلا به ما تاکید شده بود که «تره کی» یک کمونیست است، درباره سیاست و اوضاع با او سخن نگوییم و اطلاعات ندهیم. پس از ورود به پارک هتل و معرفی خود به تره کی، نخستین سئوال او از من این بود که «قبله» در کدام جهت آن ساختمان که با ساختمان هتل قبلی فرق دارد، قرارگرفته است و می خواهد نماز بخواند. او کمی مکث کرد و گفت که با مشاهده خورشید می توان جهت قبله را تعیین تقریبی کرد ولی امروز همین طور که می بینید آسمان ابری است و خورشید دیده نمی شود. از این پرسش او تعجب کردم که کمونیست و نماز؟. برای حل مشکل او از منشی هتل سئوال کردم، مسیحی بود و نمی دانست. به خیابان رفتم و از متصدی فروشگاه مجاور هتل پرسیدم و مسئله تره کی حل شد.
    «تره کی» پس از ادای نماز، از تحصیلات و تجربه ام پرسید و .... در بازگشت به خبرگزاری، قضیه قبله را به مدیر عامل گفتم، گفت که موضوع را بنویس تا در پرونده دیدار او بگذاریم که نوشتم و به او دادم. برای تره کی برنامه دیدار از خبرگزاری پارس و تاسیسات و طرز کار آن تهیه شده بود. او ضمن این دیدار خواسته بود که جلسه ای حرفه ای با دبیران خبر و روزنامه نگارانی که مایل باشند داشته باشد.
    این جلسه 23 آذر 1340در استودیوی شماره 14 رادیو ایران (ساختمان میدان ارگ که به میدان 15 خرداد تغییر نام داده شده است) تشکیل شد. تره کی نخست خودرا که یک پشتونِ متولد شهر غَرنِه بود و مدتی را در آمریکا گذرانیده بود و بر زبان انگلیسی و رموز کار خبرگزاری های بزرگ مسلط بود معرفی کرد و گفت:
    "ترجمه عين مقاله، تفسير، تحليل و فيچر از جرايد و آژانسهای خارجي براي انتشار در رسانه هاي داخلي يك ملت؛ يك گناه مضاعف است و ناني كه از اين طريق به دست مي آيد حرام. زيراكه اين عمل همانا القاء كردن عقيده و سياست ديگران به مردمي است كه به مترجم و دبير رسانه، صادقانه اعتماد كرده و معاش اورا تامين مي كنند".
    تره كي افزود: "با ترجمه كامل يك مقاله خارجي (تفسير و نظر)، ناخودآگاه به دولت مربوط و گروهي كه مي خواهند از آن (مقاله) نفع ببرند و زمينه سياست خودرا آماده و راه اجراي آن را هموار سازند كمك و تامين نظر مي شود.".
     تره كي که 17 سال بعد رئيس دولت افغانستان شد گفت كه اين مطلب را به اين لحاظ بيان داشت كه مشاهده كرد رسانه هاي ايران بيش از هركشور ديگر، مطالب نشريات خارجي را «عينا» ترجمه مي كنند و منتشر مي شود، بدون آن كه بدانند پشت هر مقاله و حتي فيچر (خبر تفصيلي = رپورتاژ) چه سياست و كدام دولت ايستاده است. اين سادگي است كه تصور كنيم كه نويسنده مقاله واقعا نظر خودش را مطرح ساخته است و تازه اگر هم چنين باشد، انتشار كامل آن به ملت ديگر مربوط نيست. نقل هر نظر و نكته در حد دو ـ سه سطر نه تنها عيبي ندارد بلكه ضروري است، اما نه متن كامل آن ـ كه نمي خواهم بگويم يك «خيانت به اعتماد» است. به جاي ترجمه مقاله ديگران، نظر خودتان را بنويسيد و يا اينكه از اصحاب نظر داخلي بخواهيد كه برايتان مقاله بنويسند و به صورت مصاحبه نظر خودرا درباره موضوع مورد بحث بگويند و شما بنويسيد (مقاله شفاهي = تاريخ شفاهي). تره کي همچنين گفت: ضرورت ندارد که خبر يك خبرگزاري خارجي عينا ترجمه شود، زيرا كه اين خبرگزاري ها با تاييد و حمايت دولت متبوع خود به كار ادامه مي دهند، بايد عناصرِ مطلقِ خبر ترجمه شود نه سابقه رويداد که نظر خبرنگار، دبير و سردبير است. خبر خبرگزاري خارجي را بايد نخست از فيلتر (صافي) عبور دهيد، بخش هاي اضافي اش را كه نظر نويسنده خبر و سردبير خبرگزاري است حذف كنيد و قسمتهاي ناآلوده اش را (آنچه كه زائد بر شش عنصر خبر است) برداريد و «مطلق» آن را منتشر سازيد ـ اين كار سانسور نيست، وظيفه حرفه اي و ملي يك دبير تحريريه است، سانسور معنا و مفهوم ديگري دارد و عمدتا از سوي مقامات خارج از تحريريه و يا ناشر تحميل مي شود. تره كي گفت كه نمي داند چه كساني و عواملي ترجمه كامل و كلمه به كلمه مطلب خارجي را در كله مترجمان خبر و مقاله در ايران فرو كرده اند كه عادت و روال آنان شده است، من مطبوعات ايران را كه به كابل مي رسد مي خوانم و اخبار راديو ايران را گوش مي كنم، خريداران اين خبر ها (مخاطبان فارسي زبان) گمراه مي شوند و فعلا كسي هم نيست كه از حقوق خريدار خبر و مقاله (مصرف كننده آن = مخاطبان) دفاع كند. تکرار مي کنم؛ خبر آژانسها و رسانه هاي ملل ديگر، کتاب نيست که ترجمه کتاب بايد کلمه به کلمه باشد. تره كي سپس به پخش اعلان تجاري از راديو دولتي ايران اشاره كرد و گفت كه در جاي ديگر دنيا نديده است يك رسانه دولتي، اعلان تجاري پخش كند. دولت ها باهدفهاي فرهنگي و آموزشي رسانه داري مي كنند نه كسب مال، كه در شان دولت نيست. از روزي كه به تهران آمده ام هروقت راديو را باز كرده ام اين اعلان را شنيده ام كه «روغن نباتي قو طعم كره دارد.». آيا پيش خود مجسم کرده ايد اگر كسي پيدا شود كه ثابت كند طعم كره ندارد و دستگاه دولتي (مثلا راديو) واسطه تبليغ دروغ يعني شريك جرم شده است، چه خواهد شد؟.
    [ نور محمد تره كي ـ يك روزنامه نگار و دبیر اول حزب کمونیست افغانستان که از ماه می 1978 رهبری این کشوررا به دست داشت 14 سپتامبر 1979 و در جريان كودتاي معاونش ـ حفيظ الله امين كه دولت شوروي وي را متمایل به غرب اعلام كرده بود كشته شد و قتل او باعث ورود نيروهاي شوروي به افغانستان گرديد كه مسائل جاري دنباله همان رويداد است].

بازگشت به فهرست مطالب...   




 

 

 
 
این ژورنال را از اول شهريورماه 1390 (اگوست2011) آغاز می کنم در دو بخش؛ یک بخش که مربوط به روز است تحت این عنوان  آنچه را که امروز (ذکر تاریخ) برمن گذشت؛ دیدم، شنیدم، انجام دادم، نتوانستم انجام دهم و .... بخش دیگر خاطرات گذشته است ـ خاطرات یک روزنامه نگار در طول 55 سال خبرنگاری، دبیری و سردبیری که داستان واقعی، تاریخ و ازجمله تجربه شخصی هستند، جالب و آموزنده. عنوان این بخش خاطرات گذشته و سپس تیتر مطلب مربوط خواهد بود. امید است که این «تجربه حیات» که نگارنده نمی خواهد با او به گور رود فایده بخش باشد.
متن کامل ...

 







 
 
 
© Copyright 2009   JournalistNushiravan.com   All Rights Reserved