روزنامه نگار نوشيروان: نقد رسانه و روزنامه نگار، تحولات رسانه ها، خاطرات و سفرنامه های ژورنالیستی و شرح مشاهدات درwww.journalistnushiravan.com
آنچه را که امروز (8/9/2013) برمن گذشت؛ دیدم، شنیدم، انجام دادم، نتوانستم انجام دهم و ....

نقد رسانه و روزنامه نگار، تحولات رسانه ها، خاطرات و سفرنامه های ژورنالیستی و شرح مشاهدات درwww.journalistnushiravan.com

ضعف جهانی و روزافزون رسانه ها و خروج آنها از چارچوب اصول و تعاریف ژورنالیسم که ریزش مخاطبان را درپی داشته انگیزه ایجاد آنلاین www.journalistnushiravan.com بوده است تا با نقد و افشاء آنها و انگشت گذاردن بر ضعف هایشان شاید که به راه درست بازگردند زیراکه اینک دستیابی مخاطبان به اصول ژورنالیسم و کشف بیراهه رفتن رسانه ها آسان است. در یک دهه گذشته، همین ریزش مخاطبان و یا بی اعتنایی به مطالب و محتوا سبب شده است که بسیاری از آنها از انتشار چاپی (کاغذي) دست بردارند و آنلاین شوند و نیوزویک با بیش از یک میلیون تیراژ یکی از آنها بود، واشنگتن پست تنها به 250 میلیون دلار بفروش رفت و کمپانی شیکاگو تریبون صاحب 40 نشریه و رادیو ـ تلویزیون ازجمله لس آنجلس تایمز پس از اعلام ورشکستگی قبلی و دست به دست شدن، دوباره به معرض فروش گذارده شده است.
    «ژورنالیسم حرفه ای» روزنامه نگار را از آلوده شدن به سیاست بازی و ابزار دست دولتمردان و سیاستمداران شدن، عامل تلقین بودن و نقش روابط عمومی را برعهده گرفتن منع کرده است. اما، می بینیم که در عمل چنین نیست بویژه در دو ـ سه دهه اخیر و در سطح جهان. تا 1995 روزنامه نگار چاره ای نداشت جز اینکه کم و بیش همرنگ ناشر و سردبیر شود تا شغل و وسیله امرار معاش را از دست ندهد. امروزه روزنامه نگار می تواند وبلاگ خودرا داشته باشد و «اصل مطلب» و واقعیت هارا در آنجا درج کند. بنابراین، کار آنلاین «ژورنالیست نوشیروان» مُچ ـ گیری و بیرون کشیدن بخش های تلقینی و تبلیغی یک خبر نیز خواهد بود که خدمتی است بزرگ به «هم ـ نوع». «خبر» متفاوت از «نظر» است. یک روزنامه نگار در مقاله، هرچه را که بخواهد و یا به او دیکته شده باشد می تواند برنگارد و یا بگوید، قضاوت با مخاطب و تاریخ نگار ـ به عنوان دادیار و مدعی العموم دادگاه تاریخ است. مخاطبان قرن 21 به رغم تجاری و وابسته شدن سرچ انجین ها و سوشِل نِت وُرک ها و رفتن اینها به راههایی که اصحاب منافع و ... می خواهند در همان نگاه اول به یک مطلب، به چگونگی تهیه آن و ضعف ها و نقص ها پی می برند. قبلا اعلان های کوتاه (نیازمندی ها) حیات روزنامه ها را حفظ کرده بودند که اینک آنها هم اینترنتی شده اند و ....
     راه نجات؛ بازگشت به اصول حرفه روزنامه نگاری و حفظ اصالت آن است. آنها که بازگشته اند موفق بوده اند. شبکه فاکس نیوز و وال استریت جرنال به رغم ماهیّت محافظه کار بودن، چون از چارچوب حرفه ژورنالیسم خارج نشده اند موفق بوده اند. می دانیم که سرمایه اصلی یک رسانه، انسان ماهر و علاقه مند (روزنامه نگار) است که به قول اصحاب نظر در این سال ها شده است موجودی نادر و کمیاب.
    راه نجات؛ بازگشت به اصول حرفه روزنامه نگاری و حفظ اصالت آن است. آنها که بازگشته اند موفق بوده اند. شبکه فاکس نیوز و وال استریت جرنال به رغم محافظه کار بودن، چون از چارچوب حرفه ژورنالیسم خارج نشدند موفق بوده اند. می دانیم که سرمایه اصلی یک رسانه، انسان ماهر و علاقه مند (روزنامه نگار) است که به قول اصحاب نظر در این سال ها شده است موجودی نادر و کمیاب.
    و اینک چند مثال تازه از ضعف های ژورنالیسم:
    ـ هفتم جولای 2013 خبرگزاری انگلستان در خبری درباره نقل و انتقال مقامات اجرایی جمهوری اسلامی ایران، به دلایلی که سیاست دولت لندن ایجاب می کند، عنوان حسن روحانی را «لیدر» کشور نوشته و تکرار کرده بود، حال آنکه وی رئیس قوه مجریه است و لیدر = رهبر جمهوری اسلامی نیست. اصطلاح عامیانه این عمل؛ «هندوانه زیر بغل گذاردن» است. [این خبرگزاری نزدیک به دو دهه پیش به چند علت ازجمله بکاربردن عنوان خلیج عربی به جای خلیج فارس، دسیسه های موسس آن ژولیوس رویتر برای بلعیدن منابع ایران با امضای قرارداد با شاه وقت قاجاریه، بزرگ کردن اشخاص مورد نظر لندن و ... از سوی این مولف تاریخ آنلاین ایرانیان تحریم شده است و نام آن برده نمی شود.]. چند روزنامه چاپ غرب و خبرگزاری دیگر [طبق دستور و یا به اشاره ...] نوشته بودند که وزیر امور خارجه پیشنهادی حسن روحانی «تحصیل ـ کرده» آمریکا است و لحن و روش دیگری خواهد داشت که این نیز یک تلقین و ... است. وی در طول نمایندگی جمهوری اسلامی در مقر سازمان ملل که روش و لحن متفاوت از سلَف و خلَف خود نشان نداد. به علاوه، بسیاری از مقامات جمهوری اسلامی در 35 سال گذشته، قبلا در مدارس آمریکا تحصیل کرده بودند از دکتر ولایتی تا خرّازی و .... پس از انتخاب حسن روحانی، مقامات دولت لندن دوباره مستقیما متوجه تهران شده و دمی از نطق و مصاحبه دست برنداشته اند و ...، ولی یک تفسیر هشداردهنده در مطبوعات ایران در این زمینه دیده نشده است که آهای، این لندن همان لندن است که ایران را از یک امپراتوری به شکل امروز درآورد و ایرانی را ...، به خواست خود مقام آورد و مقام بُرد، دولت در دولت تشکیل داد و چنین و چنان کرد.
    ـ یک خبرگزاری داخلی جمهوری اسلامی خبر داده بود که هیات نظارت بر مطبوعات در جلسه 14 اَمُرداد 1392 خود مجوز 36 نشریه و ده وبلاگ را صادر و با 12 تغییر وضعیت موافقت کرده است. به لحاظ خبرنویسی، این خبر ناقص است و سئوالات متعدد برای مخاطب باقی می گذارد. سئوال اول اینست که آیا در طول سال در همه جلسات هیات، این تعداد مجوز داده شده بود و یا این جلسه استثنایی بود و اگر استثنایی بود، چرا؟. اگر عادی بود که رسیدگی به 58 پرونده دست کم به ده ساعت وقت (هر پرونده 10 دقیقه) نیاز دارد. این مولف دو دوره عضو انتخابی شورای آموزش و پرورش تهران بود و دور دوم (مهرماه 1351) با بیش از 400 هزار رای (در تهران سه میلیونی) و رسیدگی به هر پرونده مثلا تعیین مدیر یک دبستان دست کم سی دقیقه طول می کشید. این خبرگزاری ننوشته بود که درخواست این متقاضیان در چه تاریخی وارد و ثبت شده تا روشن شود که تبعیض درکار نبوده زیراکه گفته شده است نوبت های رسیدگی چند ساله و بعضی مربوط به هفت سال پیش است. به علاوه، با رسیدگی به 58 پرونده در یک جلسه، می شود به همه موجودی که مقامات مربوط گفته اند دو هزار مورد است در کمتر از یک سال پایان داد. سئوال دیگر برای مخاطب این است که با گرانی کاغذ و مرکب و نبود مخاطب، چرا این همه متقاضی برای نشریه؟، شاید به خاطر کمک مالی دولت باشد!. خبرنگار باید می رفت و با تنی چند از این به دست آورندگان مجوز مصاحبه می کرد تا خبر تکمیل می شد و در مخاطب تردید باقی نمی گذارد. اگر دفتر امتیازات پاسخ نمی داد که مثلا پروند فلان متقاضی در چه تاریخی ثبت شده، خود این «نه» خبر بود زیراکه این پروندهای محرمانه نیستند و از اسناد عمومی هستند و یک قرن دیگر هم می شود آنها را مطالعه کرد و واقعیت را به دست آورد.
     ـ همین خبرگزاری بگونه ای صریح از آخرین وزیر ارشاد کابینه احمدی نژاد تعریف و تمجید کرده بود که کار خبرگزاری به عنوان کمک رسانه نیست. 15 ماه پیش (در بهار سال 1391) به این وزیر نامه نوشتم و شخصا به دفتر وزارتی دادم تا رسید بگیرم که گفتند وقتی نامه را شماره می زنیم که وزیر مطالعه کند، تصمیم بگیرد و ارجاع کند. کارمند دفتر کاغذ از قبل چاپ شده ای را به من داد که حاوی دو شماره تلفن بود و گفت بعدا به این شماره ها تلفن کنید تا تصمیم وزیر را بگوییم و شماره بدهیم. ما نامه شمارا بمانند نامه های دیگر در پوشه کارهای او قرار می دهیم. چند بار تلفن کردم و آخرین بار 16 امرداد 1392 بود و گفتند که نامه هنوز به دفتر عودت داده نشده است!.
    صفّار هرندی نخستین وزیر ارشاد کابینه احمدی نژاد که یک روزنامه نگار بنام بوده است و معاون مطبوعاتی او ـ علیرضا ملکیان سردبیر پیشین روزنامه و مقاله نگار شهیر با معروفیت جهانی به نامه های وارده همان روز رسیدگی و اقدام می کردند. امور وزارت ارشاد با این دستگاه عریض و طویل، پیش از تاسیس وزارت اطلاعات و جهانگردی، در یک اطاق ساختمان وزارت کشور وقت واقع در میدان ارگ (میدان 15 خرداد) قرار داشت که اینک مجتمع قضایی شده است و در همان یک اطاق، کارت خبرنگاری و مجوز نشریه و ... صادر می شد. پس از ایجاد وزارت اطلاعات و جهانگردی هم همان اطاق به ساختمان مجاور (ساختمان رادیو ـ خبرگزاری) منتقل شد و در اینجا یک اطاق دیگر بر آن اضافه کردند و تا سالها به همین صورت بود و از دهه 1350 بود که وسعت یافت و به یک ساختمان استیجاری در خیابان عباس آباد (میدان تختی امروز) منتقل شد. قاعدتا، وجود وزارت ارشاد به صورت یک دستگاه اداری ـ اجرایی ضرورت ندارد، یک دستگاه هماهنگ کننده لازم است با یک وزیر مشاور ـ وزیری که روزنامه نگاری کرده و دارای تالیفات، و آشنا با هنر و انواع رسانه باشد. نشریات باید طبق نظرات آیت الله خمینی و دکتر مصدق به دست خودشان اداره شوند ـ یعنی اتحادیه هایشان ـ اتحادیه های انتخابی بمانند همه کشورها. همچنین سایر رسانه ها از سینما تا کتاب، امور هنری و .... با کارمند اداری که نمی شود با نویسنده و مولف ارتباط داشت و اصطلاحا سر و کلّه زد. مولف، روزنامه نگار، شاعر، نقاش و هنرمند را «روشنفکران جامعه» تعریف می کنند و روشنفکر نمی تواند بوروکراسی را تحمل کند. همین رفتار دولت شوروی باعث برانگیخته شدن سولژنیتسین، بوریس پاسترناک و ... شد.
     ـ 16 امرداد 1392 در وبسایت یک خبرگزاری داخلی اظهارات یک سیاستمدار را که پس از انتخاب حسن روحانی، بر میزان نطق ها و مصاحبه هایش افزوده شده است به مناسبت «روز خبرنگار» خواندم. وی خبرنگاران را از سانسور مطالب (منظور؛ خودسانسوری) برحذر داشته بود. این سیاستمدار باید می دانست که خبرنگار نه دبیر میز است و نه سردبیر. سیاست روزنامه و رادیو ـ تلویزیون در دست اینان است. خبرنگار یا دارای حوزه خبری (اصطلاحا؛ بیت) است و یا ماموریت تهیه یک خبر به او واگذار می شود. تشخیص کامل و یا ناقص بودن خبر با دبیر (ادیتور) مربوط و چاپ کردن و نکردن، و کوتاه و بلند کردنش با سردبیر اجرایی است. یک دبیر با تجربه، خبر ناقص را به میز سردبیری نمی دهد و از خبرنگار می خواهد که هر شش عنصر خبررا تکمیل کند. بنابراین، خبرنگار نقش «سرباز پیاده = اینفَنتری» را در جبهه روزنامه نگاری دارد و اختیار بیشتری ندارد. شاید هدف آن سیاستمدار اشاره به روزنامه نگار اینوستیگیتیو (نه خبرنگار ساده) بود و در این صورت، لازم است که بداند در تاریخ 150 ساله مطبوعات ایران، ما تنها یک روزنامه نگار اینوستیگیتیو داشتیم ـ ر. اعتمادی که اینک داستان نویس شده است. این جانب (نوشیروان کیهانی زاده) در چهار سال آغاز کار روزنامه نگاری (از 1335 تا 1339) سه بار تلاش کرد که به راه روزنامه نگاری اینوستیگیتیو گام بگذارد که یک بار چاقوکشان یک تاجر نمک می خواستند اورا بکُشند که از طبقه دوم ساختمان خودرا به پیاده رو خیابان فردوسی افکند، بار دوم اراذل و اوباش محله بدنام تهران (شهر نو) به ساختمان روزنامه اطلاعات (خیابان خیّام) هجوم آوردند تا اورا منهدم کنند و درِ ِ ورودی ساختمان را آتش زدند و بار سوم سپهبد نصیری رئیس شهربانی (پلیس) وقت سرش را تراشید و شلاق رد.
    نقش دبیر و سردبیر در کامل بودن و سابقه نویسی یک خبر برای عرضه آن زیاد است. غلامحسین صالحیار که از سال 1345 سردبیر اجرایی روزنامه اطلاعات شده بود در کنار میز خود چماقی داشت که با مشاهده یک خبر ناقص آن را بر می داشت و خبرنگار مربوط را که پا به فرار می گذاشت گاهی تا میدان توپخانه دنبال می کرد. خود من در سال 1348 به همین دکتر بهروز بهزادی (سردبیر کل روزنامه اعتماد، زمانی سردبیر روزنامه ایران و قبلا مدیر اخبار رادیو) که خبرنگار روزنامه اطلاعات شده بود با نهیب گفتم: " تا ظهر آن روز با عکس مقتول حادثه بیاید و یا هرگز نیاید"، که رفت و عکس را با هزار زحمت به دست آورد و به موقع به روزنامه رسانید. کار وی در آن زمان عمدتا مصاحبه های خیابانی و کسب نظر مردم درباره تصمیمات دولت و لوایح مطرح در پارلمان بود که با عکس او در صفحه پنجم روزنامه چاپ می شد و نیز تهیه بخشی از اخبار قضایی.
    هدف از آوردن این سابقه این بود که اشخاص پس از مطالعه کامل درباره روزنامه نگاری و شرح وظایف اعضای اطاق خبر و سلسله مراتب و اطلاع از تفاوت خبرگیر، خبرنگار، دبیر میز خبر، سردبیر اجرایی، سردبیر کل، مقاله نگار و بالاتر از همه روزنامه نگار اینوستیگیتیو ـ در این باره اظهار نظر کنند تا اظهاراتشان موثر و آموزنده باشد.


بازگشت به فهرست مطالب...   




 

 

 
 
این ژورنال را از اول شهريورماه 1390 (اگوست2011) آغاز می کنم در دو بخش؛ یک بخش که مربوط به روز است تحت این عنوان  آنچه را که امروز (ذکر تاریخ) برمن گذشت؛ دیدم، شنیدم، انجام دادم، نتوانستم انجام دهم و .... بخش دیگر خاطرات گذشته است ـ خاطرات یک روزنامه نگار در طول 55 سال خبرنگاری، دبیری و سردبیری که داستان واقعی، تاریخ و ازجمله تجربه شخصی هستند، جالب و آموزنده. عنوان این بخش خاطرات گذشته و سپس تیتر مطلب مربوط خواهد بود. امید است که این «تجربه حیات» که نگارنده نمی خواهد با او به گور رود فایده بخش باشد.
متن کامل ...

 







 
 
 
© Copyright 2009   JournalistNushiravan.com   All Rights Reserved