روزنامه نگار نوشيروان: درد و اندوه پی بردن به اشتباه پس از نیم قرن! - وابسته فرهنگي سفارت چين مرا نپذيرفت!
آنچه را که امروز (8/25/2011) برمن گذشت؛ دیدم، شنیدم، انجام دادم، نتوانستم انجام دهم و ....

درد و اندوه پی بردن به اشتباه پس از نیم قرن! - وابسته فرهنگي سفارت چين مرا نپذيرفت!

سه دهه است که جامعه شناسان روزنامه نگاران، کارآگاهان پلیس، مددکاران اجتماعی، افراد، دولتمردان و سیاستمداران را تشویق می کنند تا خاطرات پندآموز خود را به صورت مقاله، کتاب و مصاحبه منتشر کنند؛ زیراکه ثابت شده است ارتکاب اشتباه نه تنها به فرد بلکه به جامعه آسیب می زند و بیان اشتباه و نیز شرح اشتباهات دیگران، چشم اعضای جامعه را باز می کند، راه را از چاه تشخیص می دهند و مرتکب اشتباه نمی شوند. از آنجاکه کتابهای خاطرات، مخاطبان فراوان یافته و پُرفروش شده اند، از نیمه دهه یکم قرن 21 روزنامه ها هم به جمع آوری و درج خاطرات اشخاص پرداخته اند که طبق آخرین نظرسنجی به طریقه «میدیا ریسرچ»، بیش از 90 درصد مخاطب داشته اند. به عبارت دیگر؛ تقریبا هرکس که روزنامه را به دست گرفته، ستون و یا صفحه خاطرات را خوانده است. این نگارنده با همین هدف و جلب موافقت نصرت الله معینیان معاون نخست وزير وقت و مسئول انتشارات کشور و راديو، در سال 1341 یک برنامه رادیویی روزانه تحت عنوان «در گوشه و کنار شهر» دایر کرد که پخش آن سه سال ادامه یافت و عبارت بود از مصاحبه با افرادی که اشتباه کرده و برای خود مسئله و دشواری بوجود آورده بودند و یا سر و کارشان به پلیس و قاضی افتاده بود. گزارشگر برنامه، پرویز یاحقّی آهنگساز معروف بود. همین نگارنده بود که با اصرار، شورای عالی فرهنگ را تشویق کرد که در کتابهای درسی تعلیمات اجتماعی سال چهارم دبیرستان ها (نظام قدیم، اصطلاحا کلاس دهم) روش درست انتخاب زن و یا شوهر (برپایه فرمول دکارت) و نیز انتخاب شغل، محل سکونت و ... را بگنجاند.
    مخاطبان این نگارنده که 55 سال نوشته های اورا خوانده و نیز شاگردانش در درس تاریخ، درخواست کرده بودند که وبسایت جداگانه ای برای انتشار خاطرات خود و مشاهدات روزانه ایجاد کند که این وبسایت به نام «ژورنالیست نوشیروان» توسط حميد رضا معين وب مستر تاريخ آنلاين تنظيم و از یکم شهریور 1390 (سالروز روزنامه نگار شدن او در یکم شهریور 1335) دایر شده است و شرح زير نخستین اشتباه و زودباوری و ساده اندیشی اوست:
    
    در دوران حکومت دکتر مصدق که ایران کاملا سیاسی شده و هیجان داشت، در دوره دوم تحصیلات متوسطه که در "دبیرستان پهلوی شهر کرمان" تحصیل می کردم، افسران توده ای (کمونیست) لشکر 7 پیاده (مستقر در پادگان سرآسیاب کرمان) در ساعات فراغت در دبیرستانهای شهر به رایگان تدریس می کردند تا باری از دوش دولت که با لندن و یارانش درگیر مبارزه بود برداشته شود. اینان بودند که مارا با عقاید و انقلاب مائو تسه تونگ (دونگ) در چین آشنا ساختند و دوستدار چین شدیم.
    در سالهای 1337 تا 1339 ضمن کار در روزنامه اطلاعات و خبرگزاری پارس، چون یک اتومبیل مسکویچ ساخت روسیه خریده بودم و باید هرماه 610 تومان قسط آن را به کمپانی وارده کننده (متعلق به حاج میرزا عبدالله مقدّم) می پرداختم در یک روزنامه صبح نیز به صورت حق التحریر سرگرم کار شدم. این روزنامه بعضی اوقات [به خواست ...] به نقل از خبرنگار خود در هنگ کنگ [که وجود خارجی نداشت] گزارش از بدبختی ها، فقر و فرار چینیان و مقاومت های ضد چینی تبتی ها می داد و خبرگزاری ها ـ عموما غربی ـ آنها را نقل می کردند و در سراسر جهان پخش می شدند. یک روز که واسطه کار را دیدم و شناختم به صورت اعتراض از آن روزنامه کناره گیری کردم و جریان را به معينيان معاون نخست وزير و رئیس انتشارات و رادیو کشور (امروزه؛ وزارت ارشاد) درمیان گذاشتم و او که روزنامه نگاری نیکنام و پاکدامن بود به خبرگزاری بخشنامه کرد که اخباررا از یک منبع ترجمه و نقل نکند و ....
    این حمایت من از چین ادامه یافت و روزی نبود که خبری موافق چین از رادیو ـ تلویزیون پخش نکنم و در روزنامه اطلاعات به چاپ نرسانم. پیش از ضمیمه شدن رادیو به سازمان تلویزیون در سال 1350، اخبار تلویزیون غیر دولتی را خبرگزاری پارس تهیه و تامین می کرد.
    پس از دایر کردن «تاریخ آنلاین www.iranianshistoryonthisday.com » در 9 سال پیش، که در سراسر جهان وسیعا از آن نقل می شود، حمایت از چین چندين برابر شد به گونه ای که این سوء ظن به میان آمده بود که ممکن است از چین کمک مالی گرفته باشم.
     اخیرا چند استاد ازجمله پژوهشگرانی در آمریکا نسبت به برخی نوشته های من درباره چین ازجمله قدمت مناسبات دیپلماتیک ایران و چین تردید کردند که قول دادم موضوع را با وابسته فرهنگی سفارت چین در تهران در میان بگذارم و بخواهم که ترتیب آشنایی مرا با چند استاد چینی در رشته تاریخ بدهد. در این میان شماری بسيار ازجمله خواهرزاده ام که میزبان من است از واردات کالای نامرغوب چینی به کشور و بیکار شدن هموطنان از این بابت نالیدند و خواهرزاده ام حتی به من اخطارداد که حمایت خودرا از چین تعدیل کنم. دیگران حرفهای دیگری زدند ازجمله اینکه خبرگزاری چین که بازدید و نقل از آن را توصيه کرده بودم فراتر از مطبوعات اروپايي رفته و عکس نیمه لخت و تصویر مرلین مونرو منتشر می کند [تا به قدرت های ديگر بگوید نگران نباشید چين همرنگ جماعت است و برخلاف تصور مائوييست نيست] و ساختمان سفارت جمهوری خلق (توده ها!) به جای خیابان فردوسی و انقلاب در نیاوران است و ... که جزئیات این انتقادها بعدا خواهد آمد.
    به سفارت چین در تهران تلفن و فاکس زدم تا وقت ملاقات با یکی از اعضای وابستگی فرهنگی را به دست آورم که میسر نشد. تصمیم گرفتم که شخصا به سفارت در نياوران بروم و درخواست خودرا مطرح کنم که بسته بود و به من گفتند ساعات کار در آن روز تنها از 2 و نیم بعد از ظهر تا 4 و نیم است! [سفارت یک میلیارد و سیصد میلیون نفوس] و بالاخره پس از دو هفته خبر دادند که وابسته فرهنگی نمی تواند به من (یک روزنامه نگار قدیمی، مورخ، عضو انتخابی پيشين شورای آموزش و پرورش تهران به مدت 7 سال با بيش از 400 هزار رای در انتخابات 22 مهر 1351 و مبلّغ رایگان چین) وقت ملاقات بدهد!. مگر این جهان چندتا روزنامه نگار با 55 سال کار مداوم قلم دارد. این عمل سفارت چین در تهران چنان مرا دچار پشیمانی کرده که روانشناسی مرا تغییر داده است. به حمید معین «وب مستر» خود گفته ام آماده شود تا تمامی مطالب چین را حذف و از این پس آن نویسم که باید نوشت،

بازگشت به فهرست مطالب...   




 

 

 
 
این ژورنال را از اول شهريورماه 1390 (اگوست2011) آغاز می کنم در دو بخش؛ یک بخش که مربوط به روز است تحت این عنوان  آنچه را که امروز (ذکر تاریخ) برمن گذشت؛ دیدم، شنیدم، انجام دادم، نتوانستم انجام دهم و .... بخش دیگر خاطرات گذشته است ـ خاطرات یک روزنامه نگار در طول 55 سال خبرنگاری، دبیری و سردبیری که داستان واقعی، تاریخ و ازجمله تجربه شخصی هستند، جالب و آموزنده. عنوان این بخش خاطرات گذشته و سپس تیتر مطلب مربوط خواهد بود. امید است که این «تجربه حیات» که نگارنده نمی خواهد با او به گور رود فایده بخش باشد.
متن کامل ...

 







 
 
 
© Copyright 2009   JournalistNushiravan.com   All Rights Reserved